غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
75
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
قاتلان گوشهاى راست مقتولان را بريده بعرض رانند دويست و هفتاد هزار بشمار درآمد و چون با تو از آن مهم بازپرداخت بصوب كلاروباشقر كه متصل ببلاد فرنك بود و متوطنان آن دين نصارى داشتند رايت عزيمت برافراخت و پس از آنكه ترسايان از توجه سپاه مغول آگاهى يافتند مقابله و مقاتلهء ايشانرا پيش نهاد همت ساخته چهارصد هزار مرد بميدان نبرد شتافتند و با تو از كثرت عدو و عدد خصم واقف شده از اهل اسلام هركه در معسكرش بود فرمود كه يك جا جمع گشته بدعا و زارى از حضرت بارى ظفر و نصرت مسألت نمايند و خود تنها بر پشته رفته يكشبانه روز بغيرمناجات و عرض حاجات هيچ سخن نگفت آنگاه از پشته پايان آمده بتعبيه سپاه پرداخت و در شب جمعى از شجاعان را از آبى كه ميان او و مخالفان واسطه بود گذرانيد كه در وقت اشتعال آتش قتال از پس پشت ايشان درآيند و روز ديگر بهادران هردو كشور آغاز استعمال تير و خنجر كرده باتو بنفس خويش روى باعدا آورد و در آن اثنا جماعتى كه شب از آب گذشته بودند از عقب نصارى درآمدند و از هردو طرف ايشان را در ميان گرفته منهزم گردانيدند و با تو آن ولايت را نيز مسخر كرده بدشت قبچاق بازگشت و بر مسند خانى نشسته شاهزادگان را اجازت معاودت ارزانى داشت و شهرسراى را بنا كرده دار الملك ساخت وفاتش در سنه اربع و خمسين و ستمائه موافق لوىئيل روى نمود و او تابع هيچ دين و ملت نبود غير خداپرستى شيوهء نميدانست و به مسلمانان مىبخشيد هرچيز كه توانست باسم سلاطين روم و شام احكام و بروات مىنوشت و همواره تخم انعام و احسان در فضاى خاطر طوايف انسان مىكشت و بعد از فوت با تو برادرش بركه خان قايممقام شد و از آن زمان تا غايت كه تاريخ هجرى بسنهء تسع و عشرين و تسعمائه رسيده سلطنت دشت قبچاق متعلق به اولاد جوجى خان است و در مقدمه ظفرنامه اسامى سى و دو نفر از ايشان مسطور گشته و در الوس اربع كه بعد از فوت مؤلف مقدمه ظفرنامه تاليف يافته نامهاى سى و نه نفر نوشته شده برين موجب كه سمت تحرير مىيابد و پرتو تفضيل برين اجمال مىتابد اول جوجى خان بن چنگيز خان ، دوم باتو بن جوجى كه مجملى از حال او در حيز بيان آمد ، سيم بركه خان بن جوجى خان كه مردى موحد و مسلمان بود و پيوسته بر افعالى كه هلاكو خان در بغداد صدور يافت اعتراضات مىنمود چهارم تيمور بن طوغان بن باتو كه در زمان پادشاهى ملقب بكلك شد پنجم تود منكابن طوغان ششم توقتا خان بن منكو تيمور كه مادرش اولجاى خاتون نبيره كلمش آغا بود هفتم اوزبك خان بن طغرل بن منكو تيمور كه جميع الوس اورنك بوى منسوباند هشتم جانى بيك خان بن اوزبك خان كه پادشاهى عدالت شعار مرحمت آثار دين دار شريعت دثار بود و در ايام دولت او اشرف بن تيمور تاش بن چوپان بر آران و آذربايجان استيلا يافته آغاز ظلم و تعدى نموده چنانچه اكثر اشراف و اعيان آن بلدان جلاى وطن اختيار كردند از آن جمله قاضى محى الدين بردعى بسراى كه دار الملك جانى بنك خان بود رفت و بنصيحت و موعظه مشغولى فرمود و در روزى كه پادشاه و اركان دولت در مجلس وعظ تشريف داشتند حكايت ظلم اشرف را بعبارتى تقرير كرد كه همه در گريه افتادند و